حسين قرچانلو
428
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
است . دروازهء ديگرى هم به نام روطه دارد . روطه رودخانهاى بزرگ است كه از اين دروازه به پايين آن مىريزد و سرچشمهء اين رودخانه زير همان دروازه است و آب خوبى دارد و بر كنار آن آسيابهاى بسيارى وجود دارد . شهر دروازهء ديگرى به نام رياض دارد و آن نيز تازه ساخته شده و از كارهاى ابو الحسين احمد بن الحسن است و در كنار آن دروازهاى معروف به ابن قرهب وجود دارد كه در جايى واقع است كه شهر ديوارى ندارد . شهر بلرم در گذشته دچار جنگ و خونريزى بوده و به مردم آن ضرر و خسارت فراوانى رسيده است . . . در كنار دروازهء ابن قرهب ، دروازهء ديگرى است به نام دروازهء الأبناء كه قديمترين دروازهء شهر بلرم است و در كنار آن دروازهء ديگرى است به نام باب السودان كه مقابل جايى به نام الحدّادين واقع است ، سپس دروازهء آهنين كه از آن به سوى « حارة اليهود » مىروند و در جنب آن ، دروازهء جديدى است كه به وسيله ابو الحسين ( فوق الذكر ) ساخته شده ولى نامى ندارد و از آن به « حارهء ابى جمين » مىروند . شهر بلرم نه دروازه دارد . شهر مستطيل شكل است و داراى بازارهايى است كه كف آنها با سنگ مفروش است . از اول تا آخر بازارها آباد است و انواع بازرگانى در آنها رواج دارد . در اطراف شهر چشمههاى زيادى وجود دارد كه از غرب به شرق جارىاند . . . در كنار « يكى از » چشمهها يك آسياب است و غير از آن ، آسياب ديگرى نيست . در كنار چشمهها نمكزار و نيزارهاى فراوانى است كه در آن نى فارسى نيز وجود دارد . آب شرب مردم شهر كه در كنار ديوار شهر زندگى مىكنند از دروازهء رياض تا حدود چشمه شفا از آبهاى اين چشمههاست . « 1 » گفتهاند : در اين زمان كه ابن حوقل شهر بلرم را ديده ، شهر داراى پنج محله بوده كه از ميان آنها محلهء قصر در قسمت قديمى شهر واقع بود و در طرفين استحكامات آن برجهايى قرار داشت . در اين محله تجّار و اشراف شهر زندگى مىكردند ، در حالىكه « خالصه » محل اقامت امير و ملازمانش به شمار مىرفت و در آن « خالصه » بازار و انبار و مخازنى وجود نداشت ، بلكه ادارات دوستى ، زرّادخانه و حمامهاى متعددى در آن جاى داشت . پرجمعيتتر و وسيعتر از اين دو محلهء ياد شده ،
--> ( 1 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 113 - 114 و 116 - 117 .